|
ما ها مهمونی می دیم و اونهایی که دوست داریم و نداریم رو دعوت می کنیم.
یواشکی به لباسای اونهایی که دوست نداریم می خندیم.
بعد که رفتند با دوستهای خودمونیمون می شینیم به حرفهاشون می خندیم!
توی مهمونی واسه همدیگه جوک می گیم!اونم نه جوک عادی .......!!!همه ی ملت هاو شهر هارو مسخره می کنیم
وقتش که میرسه هممون تهرونی اصیلیم و آبا و اجدادمون مال تهرون بودن و نمی دونم چه طوریه که هممون جز اون 5 درصد تهرونی اصیل قرار می گیریم....؟!؟!؟!؟ 
پایین شهر رو قبول نداریم!!!
مرز بین پایین شهر و بالای شهر رو هم خودمون تعیین می کنیم!
اونها که از قلهک پایینتر رو قبول ندارند شیک ترند!
تازه شهرستانی ها رو هم قبول نداریم!!!
وقتی یکی از فامیلهامون شهرستان زندگی می کنه و ما یهویی از دهنمون می پره فوری توضیح می دیم که طرف بخاطر شغلش که مدیر فلان کارخونه است اونجا زندگی می کنه!
بشقاب و لیوانهای فرانسوی می خریم!
لوسترهای ساخت چین می خریم!
شکلات آیدین هدیه نمی بریم چون ایرانیه کلاسش پایینه!
موقعی که اتوبوس میاد حمله می کنیم!
اگه اوضاع بحرانی بشه با آرنجمون می زنیم به کناریها راه رو باز می کنیم! آخه خسته هستیم باید زودتر بریم خونه!(من خودم یه تجربه ی شیرینی!!! از این قضیه دارم:ترم 3 یکی موقع سوار شدن به اتوبوس دانشگاه چنان با آرنجش زد تو دنده هام که تا 3 روز فکر می کردم 3 ، 4 تا از دنده هام شکستن!!! )
وقتی کسی نباشه هم همین که می شینیم با ماژیک پشت صندلی ها یادگاری می نویسیم که دفعه دیگه که سوار شدیم به دوستامون هنرمون رو نشون بدیم!!!
شب چهارشنبه سوری ترقه پرت می کنیم پشت پای زن همسایه که وقتی پرید با بچه ها بهش بخندیم!
آخه جوونیمو می خوایم وقتی دور همیم شاد باشیم....!!!
وقتی تیم فوتبال مورد علاقه امون توی مسابقه می بازه شیشه اتوبوس واحد رو می شکنیم!
اون وقت وقتی اون جمعیت کثیر رو توی مراسم المپیک پکن می بینیم که مرتب نشستن کنار هم و به موقعش ساکتن و به موقعش بسیار معقولانه ابراز هیجان می کنن میگیم این چینی هام افسردگی دارنا......! 
وقتی خوشیم وهیچ مشکلی نداریم مسجد رو اصلا" نمی شناسیم اما تا يه مشكلي پيش مياد ميگيم يا حسين!!
40 شبانه روز می ریم بس می شینیم تو مسجد تا مشکلمون حل شه!!! 
ما همه مادرزادی سیاستمدار به دنیا اومدیم اما استراتژی تک تکمون با همدیگه و با تمام دنیا متفاوته برای همین در هیچ موردی باهم توافق نداریم و بازهم به هم فحش می دیم!
ما به اجدادمون خیلی احترام می ذاریم! مخصوصاً داریوش اینها! وقتی سر قبرشون میریم حتماً یه یادگاری با هرچی که دستمون باشه روی در و دیواراش می کنیم!
یا بازم برای داشتن یادگاری یه تیکه اشو می کنیم وبا خودمون می یاریم خونه !
ما روز عاشورا تاسوعا نذری می دیم! اما مردم بیچاره رو می ذاریم بیرون خونه صف بکشن ولی واسه فک و فامیلمون تو ظرفای خیلی شیک سه برابر تعداد افراد خونوادشون غذا می ریزیم چون می خوایم نذری دادنمونو به رخشون بکشیم....!!!
ما احتمالاً غیر از رامسر و کلاردشت جای دیگه ای از ایران رو ندیدیم اما حتماً دوبی رفتیم و فروشگاه عرض الهدایا رو دیدیم!
بی برو برگرد هم یه عکسی توی صحرا روی شنها گرفتیم که به همسایه ها نشون بدیم!
ما رانندگیمون حرف نداره! رانندگی بدون فحش هم برامون معنی نداره! 
ماها سینما نمی ریم و عوضش عشق می کنیم قبل از اینکه فیلم روی پرده سینما بره سی دیشو ببریم خونه! درضمن دائم هم میگیم ما عاشق پرویز پرستویی هستیم!
ماها عاشق رقص عربی هستیم! هرچی هم سنمون میره بالاتر علاقه امون به این رقص که تا ابد یادش نمیگیریم هی بیشتر و بیشتر میشه و اصرار می کنیم که باید توی همه مهمونی ها هنرمون رو نشون بدیم!
البته دوستان خیلی اصرار می کنندا وگرنه ماها همه خجالتی هستیم و رقصمون نمیاد.
ما - مخصوصاً لوس آنجلسی هامون- وقتی کانال تلویزیونی درست می کنیم یا هیمنطوری آب دوغ خیاری میارندمون توی یه برنامه ای مجری بشیم یا گزارش بدیم یا خدای نکرده به عنوان کارشناس حرف بزنیم از هر سه تا کلمه ای که می گیم چهار تاش انگلیسیه اونهم با هزار تا غلط و...  
ماها واقعا" آدم های عجیبی هستیم.........    
 |