|
به نام خالق زیباییها....
سلام...
این اولین مطلبیه که از من میخونید،اگه کمی و کاستی داره بذارید پای اینکه اولیشه!!!
بریم سر اصل مطلب...
چند روز پیش که تو اتاقم نشسته بودم و داشتم به اسکیسا و راندوهام که به دیوار زدم نگاه می کردم و لذت می بردم (البته جالبیش اینجاس که فقط خودم ازشون لذت میبرم و مهم هم همینه.! )یه دفعه نگاهم افتاد به گوشه کنار اتاق،واقعاَ خشن و خسته کننده بود!!! 
حتماَ می پرسید چرا خسته کننده؟؟!!
همین الآن سرتونو از مانیتور بچرخونید و دور تا دور اتاقتونو نگاه کنید......
چیزی جز یه 4دیواری-که از 4تا سطح صاف و چند تا زاویه 90 درجه و کنجهای ساده و خشن ساخته شده-می بینید؟؟
احتمالاَ شما هم مثل من یه سری تابلو که ممکنه حتی کار خودتون باشه! زدید به دیوار،یا لوستری از سقف آویزون کرده باشید که خیلی زیبایی و جذابیت به اتاق داده باشه،که این کار خودش نشون میده که دیوار بدون این تزیینات کسل کننده می شد!
چرا؟
واقعاَ چرا همهء خونه هامون این شکلیه؟ چه اتفاقی واسه معماری ایران افتاده،یا بهتر بگم چه بلایی سر معماری ایران با اون پیشینه غنی و زیبا اومده وبه جایی رسیده که سبک رایج معماری ما شده:قوطی کبریتیسم!!!؟؟
یکی از مهمترین دلایل پیدایش معماری در تاریخ، نیاز بشر به راحتی و آسایش و آرامش واسه زندگیش بوده،از همون اول تاریخ تلاش می کرده که از جایی که توش زندگی می کنه لذت ببره،همیشه سعی کرده بهترین مکانها رو واسه زندگی انتخاب کنه ولی واقعاَ الآن معماری رایج ما اون لذتی رو که بشر دنبالش بوده به ما می بخشه؟تنها چیزی که این روزا تو معماری حس نمیشه احساس آرامش و لذت بردن از معماریه!!!
خیلیها می گن ساخت و ساز به شیوهء قوطی کبریتیسم از لحاظ هزینه مقرون به صرفه و مفیده!!
جالبیش اینجاس که همین افراد واسه خرید مثلاَ لباسایی که می خوان فقط برای چند ساعتی که تنشونه ازش لذت ببرن بیشترین هزینه رو متقبل میشن ، یعنی واقعاَ ارزش نداره واسه خونمون که قراره بیشترین و بهترین لحظات و خاطرات زندگیمون رو اونجا رقم بزنیم یه کمی خرج کنیم؟؟خرجی که با یه تناسب ساده می بینیم تو مدت زمانی که می خوایم توی یه خونه زندگی کنیم،تقریباَ مساوی با همون خرید لباسای رنگارنگه!!
بعضی ها هم معتقدن که با افزایش جمعیت مجبور به ایجاد فضاهای کوچیک و حذف بعضی فضاها شدن و این باعث بوجود اومدن معماری ساده و خشن شده،اما میشه توی فضاهای کوچیک هم هنرمندانه جوری با حجم بازی کرد که در عین سادگی خیلی جذاب و زیبا باشه!
نکته دیگه ای که توی معماری این روزها دیده میشه اینه:ساختمونامون شده مثل یه توپ چهل تیکه که هر تیکه اون از یه سبک و یه دوره معماری خاص گرفته شده!
معماری التقاطی لفظیه که شده بازیچه دست کسانی که این نوع طراحی هارو انجام میدن.البته بعضی ها اصلاَ خبر ندارن که دارن چی کار می کنن و کدوم قسمت از معماریشون از کدوم سبکه و اصلاَ سبک هارو نمیشناسن و همین جوری هر جا که میخوان از هر چی که میخوان استفاده میکنن که این هم در جای خوش نیاز به کلی بحث داره که در این مقال نمیگنجه...
برگردیم به معماری التقاطی،درسته که این نوع معماری جمعی از سبک های مختلف رو کنار هم توی یه طرح به نمایش میذاره ولی یه سری اصول و قواعد داره که باید رعایت بشه،نه اینکه هر جا که خواستیم از هر سبک معماری که دم دست بود یه گوششو برداریمو بچسبونیم به کارمون!!
حداقل نکته ای که باید رعایت بشه اینه که قسمت های مختلفی که کنار هم میذاریم به اصطلاح به هم بیان یا یه جوری به خورد هم برن،نه اینکه مثل 2تا وصلهء ناجور کنار هم باشن.
بعضی ها هم بهونه یا بهتر بگم گلایشون اینه که همه که نمیتونن تو خونه هایی که طراحی خودشونه زندگی کنن،من این جوری جواب این افراد رو میدم که قرار نیست که همهء مردم معمار باشن و خونهء خودشونو طراحی کنن،روی صحبت من هم با معماراییه که قراره طراح خونه های عموم مردم باشن که معمارا باید کاری کنن که همهء مردم از طراحیشون لذت ببرن.
حتماَ میگید همهء مردم که یه نوع سلیقه ندارن! درسته که سلیقهء مردم با هم متفاوته و هر کس تعبیرش از زیبایی یه چیزه،ولی همهء معمارا هم سلیقشون یکی نیست و هر کدوم میتونن نیاز قشر خاصی رو رفع کنن و بحث من هم همینه که طرحی بدیم که افراد زیادی رو به سمت خودش جذب کنه و به اصطلاح عامه پسند باشه.
البته اینکه بخوایم این نقدهارو به همهء معمارا و همهء طراحی ها تعمیم بدیم بی انصافی محضه!چون تو همین سالها که معماریمون رو به زوال گذاشته طراحی های زیبا و متفاوت زیادی شده اما به نسبت کل طراحی هایی که شکل گرفته و ساخته شده خیلی ناچیزه!!!
نمیخوام خیلی مطلب رو طول بدم،با چند تا انتقاد و پیشنهاد بحث رو می بندم:
انتقادی که دارم از بعضی اساتید معماریه که جوری با دانشجو رفتار می کنن که دانشجو مجبور به این میشه که تمام نظرات و سلایق خودشو کنار بذاره و اون چیزی که استاد می خواد رو تو طرح هاش پیاده کنه،که این خودش باعث میشه که قدرت خلاقیت دانشجو تو نطفه نابود بشه و مشکلاتش توی طراحی های آینده خودشونو نشون میدن .البته جای تشکر از بعضی اساتید هم هست که با تمام وجود دانشجو رو به سمت شکوفایی خلاقیت و استعدادهاش حرکت میدن و اصول وقواعد رو به طور تمام و کمال به دانشجوهاشون یاد میدن...! 
پیشنهاد اولم اینه که:بعد از اینکه این مطلب رو خوندید،با دیدی متفاوت نسبت به قبل به خونه هایی که توش زندگی می کنیم نگاه کنیم و ببینیم واقعاَ این خونه های قوطی کبریتی لذت بخش هست یا نه!!؟
دومین پیشنهادم به دانشجوهای معماریه: من و شما که دانشجوهای معماری هستیم و قراره یه روز معماران ایران باشیم،سعی کنیم طراح هایی ارائه کنیم که مثل معمارای قدیم ایران هر کس کارامون رو میبینه تحسینمون کنه،کم نیستن معمارای ایرانی قدیم و معاصر که همهء جهانیان تحسینشون میکنن.هر کدوم ازما میتونیم دیبا و سیحون های دیگه ای واسه معماری ایران باشیم،به امید آن روز........
امیدوارم این مطالب تونسته باشه یه ذره ما رو به فکر وادار کنه و باعث بشه جور دیگه ای به اطرافمون نگاه کنیم!
در آخر هم این نکته رو بگم که: تمام این مطالب تحلیل های شخصی من از وضع موجود بود و ممکنه هر کدوم از شما نظرتون کاملاَ با من متفاوت باشه و نظرتون هم کاملاَ محترمه،خوشحال میشم از نظرات و انتقاداتتون استفاده کنم!
سعی کردم به زبون ساده و عامیانه مطالب رو بیان کنم که زیاد خسته کننده نباشه،امیدوارم موفق شده باشم...!!
فرانک لوید رایت:
«معمار یک پیامبر است،کارهای معمار نباید برای یک زمان خاص باشد،باید به گونه ای باشد که برای آیندگان هم مفید باشد».
|