تبليغاتX
دانشجویان معماری
دانشجویان معماری

علمی- فرهنگی


پلان عمقی

تعریف پلان عمقی


آیا میتوانیم امروزه با یک مفهوم فضایی متفاوت با آن چه پیشگامان جنبش مدرن به کار می بستند کار کنیم؟ یا در واقع تغییراتی که در فضای مدرن روی میدهد به کاربرد مفاهیم انسان گرایانه در دوره باروک شباهت دارد؟یا برعکس دستخوش گسستی شده ایم از جنس نیهیلیسم که از رخت بر بستن احساس امنیت حاصل از آرمانشهر به وجود آمده است؟

کشف پلان آزاد به معنای لوکوربوزیه ای آن شاید برجسته ترین دستاورد جنبش مدرن بوده است.این نوآوری فضایی وساختمانی در واقع یکی ازنقاط گسست از معماری پیشین بود.استخوان بندی آن بعنوان یک راه کار همراه با آزمونهای فردی مختلف مبتنی بر آن یکی از نیروهای محرکه اصلی در تاریخ اخیر بوده است.در اساس پیشنهادی بود برای به هم ریختن بنیان ساختمان سنتی تا ان زمان جدار خارجی وسازه که در دیوارباربر به گونه ای تفکیک نا پذیر ادغام میشدند فضا را تعریف میکردند.بنا از ساختن حجمی پدید میامد که نمایی قطور وتوپر وصفحه ای حجیم ومتراکم محیط بنا را روی یک خط تیپولوژیک دور میزد.توصیف یک نوع دیوار وتیپولوژی خلاق (خط پیرامونی بنا)مهم ترین عرصه هایی بودندکه در انها تمایز سبکی بروز میکرد.وقتی به یکی از پلان های کف اندره پالادیو نگاه میکنیم به روشنی میتوان دریافت که چگونه دیوار خارجی وسازه کنار هم قرار میگیرند وفضای داخلی را میسازند.ساختار سه بخشی اصلی از حفره های منظم که میشد حجم وارونه شده تلقی شان کرد نظم میبخشد وآنها را در یک سلسله مراتب قرار میداد. نوع سطوح پر از جزییات همراه با ایده قالب گرفتن طرح های کلاسیک روی سطح یک نمای عمیق به ویژگی این سبک جدید بدل شد.وقتی لوکوربوزیه جدایی سازه مقاوم وجدار خارجی را در پنج اصلش درباره یک معماری جدید اعلام داشت نه تنها بر یک نوآوری ساختمانی جدید انگشت مینهاد که اعلام میکرد جای یک دیوار حجیم را طبقه بندی های کاملا مناسب برای نیاز های گوناگون گرفته اند .این آغاز فرمول بندی نظری یک اصل فضایی جدید بود که بر تارک آمال جنبش مدرن در عرصه فرم قرار گرفت.این فضایی بود ناشی از جاذبه های متقابل که درآن از میان عناصر گوناگون معماری جداره ها سازه وتیغه های جدا کننده نقش میدانها نیروهای مولد جاذبه را بازی میکردند.درست است که این فضا به تمامی ابداع او نبود استفاده ه از سازه های شبکه ای مکتب شیکاگو پیدایش بتن مسلح تجارب کوبیستی وجستجوی قوانینی که میبایست انحلال فرم را قاعده مند کنند عوامل مهمی در این تحویل بودند .اماامروز دین ما به او به خاطر وسعت یافتن گستره آزمونها وتجربه کردن ها در عرصه طرح وهم چنین فرمول بندی ساده وبرنامه ای اوست.پلان کف ویلا استاین در سال 1927 در گارینش در اینجا به خاطرمان میآید.تحسین جنبه حیرت انگیز در آنها آرایش منظم در سر تاسر پلان است.هر یک از خانواده های عناصر سازه ای جداره ها وتقسیم بندی داخلی گروهی مستقل ومجزارا تشکیل میدهند.هر گروه منطق خود را دارد.روابط درونی آنها یک فضای داخلی مرکب را پدید می اورد.در این جا عوض حجم در هم شده کلاسیک, تصنعی بودن عناصر پر که حجم را تعریف میکنند به رخ کشیده میشود.پلان همکف هر یک از این ویلاها حالت بسیار نرمی را آشکار میسازد که سبب میشود بتوان آنرا چون یک نقاشی ناب گرا قرائت کرد.تعریف تصنعی دیوار دیگر اهمیتی ندارد وجسمیت ان بر بومی سپید وغیر مادی رنگ میبازد.یکدست, منظم, گسترده, نامتباین, اینها صفاتی اند که میتوانیم در تعریف این فضا به کار بریم.هدف نه آن قدرها سیال بودن بلکه تداوم است.در ستونها موجودیت جسمانی وهنر مندانه آوانگارد به کار میبستند.پس از تعریف پلان کف نوبت به گزینش الگو های فرمی میرسد.به هر حال پلان ازاد مفهومی یکسان در کل جنبش مدرن نبود آن را به انواع شیوه های مختلف درک کردند وساختند برای مثال میس وندر روهه با تصویری متفاوت کار میکرد.هر چند میتوان عناصر شگفته در مثالهای قبلی را در خانه تو گندهات او در بر توتک پیدا کرداما نمیتوان هیچگونه نتایج مشابهی را تشخیص داد. لو کوربوزیه تمایل بیشتری به باز بودن دارد.فضای داخلی نمیخواهد با جداری سر تا سری محدود شود.از نظر میس وندر روهه چیزی به نام قالب قوطی شکل موجود نداشت .اما اثری از مرزهای داخل نیز دیده نمیشود.هر اتاق هر محیط به ا تاق به محیط بعدی بگریزد.حدودی که عملا از لبه های محیط نرده ها, باغچه ها, ساخته شده کمابیش حضور بیشتری دارد تا حدود خود خانه هم چنین میتوان تشخیص داد که دخل و تصرف او در پلان کف, به اندازه لوکوربوزیه اعتقاد نداشت.او سر سختانه از ترکیب بندی کلاسیکی دفاع میکرد که بر دیالکتیک میان دیوار وستون استوار بود.پلان آزاد در نظر دارد از ریتم های دیوار ها محیط ها راخلق کنند نه محوطه ها. از نظر لوکوربوزیه دالها وستونها در اینجا به کار ساختن یک سقف میاید.ویژگی اصلی فضای او ماهیت منحصرا افقی آن است که در نهایت با دو صفحه موازی تعریف میشود کف وسقف.این فضا همگن نیست بلکه در واقع با گذاردن قطعات داخلی تنشی ظریف پیدا کرده است.ستونها وتقسیمات همگی از هم مستقل اند.ومعمولا تعداد واندازه آنها کاهش مییابد تا تداوم نا منقطعی که میس پیوسته در جستجوی آنست بیابد.خلق این فضا در بین صفحات جریان میابد وبا گسترش به بیرون از سقف ها وکف ها. تفاوت میان داخل واطراف آنرا کمرنگ میکند.هر دو مکان ظاهرا از الگوی واحدی تبعیت میکنند. اسکیس های پرسپکتیو داخلی خانه های پاسیو دار او جلوه غریبی چون تصویر در آینه دارند.اتاقهای نشیمن با پنجره های قدی از کف تا سقف محصور شده اند ومانند تیغه های میانی اند.شفافیت شیشه سبب میشود که قاب پنجره ها دیده نشوند.بدین ترتیب اتاقهای نشیمن وپاسیو ها فضایی پیوسته اند.با تفاوت یک وقفه که سقف ایجاد میکند میشود آنرا یک محیط داخلی واحد دانست که در یک بخش ارتفاع مضاعف میشود.پیشتر رایت هم در مسیری موازی به پژوهش پرداخته بود.اوبه نابودی قوطی معماری وپراکندگی فضایی که بیش از آن از بیرون محصور میشد علاقه مند بود. پیوستگی چهار دیوار ابتدا با از میان برداشتن گوشه وبعد تداخل محیط ها با هم او را به تعریف مدنی سوق دادکه به فضای واحد اجزای جدا جدای میس نزدیک تر بود تا به گستره بلا وقفه لو کوربوزیه ای فضای فراگیرند وپدیدار شوند.در برابر فضای خرد گرایانه دیوار هایی که چون صفحات عمل میکنند.دخل وتصرف او در قوطی معماری کف وسقف را هم در بر گرفت وارتفاع های مختلف را مفصل بندی کرد تا فعالیت های مختلفی را که قرار بود در یک اتاق صورت گیرد از هم متمایز کند.عناصر نسبی که در این فرآیند ها تجربه میشود دوباره پس از پالایش به خواسته معمار در مجموعه ای دیگر با هم جمع می امدند هر چند پلان آزاد را معمولا در ارتباط با رایت مطرح نمیکنند.زیرا سیالیت فضایی او برخاسته از همان مفروضات پیشگفته نیست اما با این شرط در ذهن میتوان او را نیز در بحثی که تا به اینجا مطرح شده که همه این تعاریف فضایی با فکر ایجاد سطح در فضا تحقق مییابد یا به عبارت دیگر از جنبه سطحی فضا ناشی میشوند,شریک گرفت. هنر اوانگارد تصویری معاصر با مفاهیم مشابهی دست وپنجه نرم میکند .پرسپکتیو های متداخل گنجاندن زمان در تعریف تجسمی فضا نظامی که کوبیسم ابداع کرده بود ومیخواست جایگزین ساختهای پرسپکتیو عصر رنسانس کند ویک روش جهانی برای یک پارچه کردن شود.اما فقط قواعد تغییر کرد شبیه سازی هایی شهودی فضا تماما از یک سطح واحد بیرون زده اند.در کلاسیسم دیوارها ارباب مطلق بودند.اسکلت مدرن با براندازی دیوار های بار بروصفحات عمودی کف های دالی تو پر وصفحات افقی را جانشین ساخته بودند. آزادی ای که بیشتر در مقطع ها , گنبد ها , قوسهای متداخل و غیره فراهم بود. در بر نامه ها تو زیع ها و ابداعات فرمی معماران مدرن در پلان کف نصب آنها میشود. در عین حال آن جنبه قدرتمند وانعطاف پذیری که در ترکیب بندی معماری کلاسیک بود وانها محکومش میکردند در مقطع های خود آنها وارد میشد. فضای عمودی از طریق روی هم گذاری ساده صفحات به صرف بر هم انباشتن پیاپی کف ها وسقف ها گسترش می یابد یک مقطع مدرن از لحاظ تکرار پیامی دالهای بزرگ کف بسیار انعطاف نا پذیر است.فضا 90 در جه چرخیده اما مناسبات فضایی خود را حفظ کرده است.آزادی مقطع داده اند و در عوضش آزادی پلان کف را گرفته اند.حجم مدرن با استفاده از پلان های آزاد روی هم گذاشته شده ساخته میشود ا با تماشای فضا های داخلی این خانه ها به روشنی میتوان دید مرجع هر فضای داخلی تنها خودآن فضا ی یک طبقه است .هیچ ایده فضایی ای نیست که ساختمان رادر ارتفاع کامل کند.پلان آزاد فاقد عمق است .لوکوربوزیه این را در یافت وبرای همین دست به کار ایجاد سوراخهای در جداره ها شد. بدین وسیله توانست تا حدی به آنها حرکت عمودی بخشد بااستفاده از نظامی از عناصر خالی ارتفاع های دو برابر و سه برابر سعی کرد تداوم های فضایی لازم برای باز یافتن کیفیت تندیس وار معماری را در فضای داخلی ایجاد کند در موارد دیگر مفهوم راهرو مسقف را دارد کارکرد به مسیری ثابت وبه ستون. فضا ها را به شیوه ای روایی بهم میپیوست.روش اخری که به کار گرفت گنجاندن بی ظرافت یک پیکره ارگانیک بی قاعده یا یک حجم داخلی بزرگ واحد بود تا نظم فواصل مساوی بین دالهای کف را شکند.ویلاهای پرابرتی ,مرکز کارپنتر وتالار اجتماعات در چند نمونه هایاز این مکانیسم های اصلاحی اند.بدین ترتیب گسستهای تجربی مدرن با دوخت ودوز های تجربی کاهش یافتند .
به رغم کاربرد بارز کلمات ومفاهیمی چون زمینه مکان یا شکل که بیشتر نقشی نداشتند باز هم چنان وامدار مفروضات پلان آزادیم. وقتی به جستجوی همسان در میان نمونه های مختلف فعلی بر میایم به هم راستایی یا تعامد قطعات مستقل بر میخوریم هر کدام به نحوی فضاهای کاملا بسته یا محدود درون سازه های حجمی دیوارمانند شبکه ای قرار دارند. در باقی مفاهیمی که میتوان ذکر کرد تنها واژه ها تغییر کرده اند .وقتی جنبه های تکه تکه ونامعین مطرح است در واقع پای همان مختصات سیالیت غیر محصور شفاف ونا گسسته که بیشتر ذکر شده در میان است.وقتی از تعامد قطعات برای نمایش شدت کشیدگی استفاده میشود که با ادغام جداره های سازه و کار کرد بر یک پلان کف مدرن بر قرار میشد ,اگر عناصر یا پیکره های گسسته بهم چسبانده میشوند معمولا کار به مجرد واحد ساختمانی کلاسیک کشیده میشود تعالی یا گسستی که جنبش های پس از جنگ دوم جهانی به جستجو یش بودند تا حد زیادی محدود است. کاربرد متنوع ومبالغه آمیز همان اجزایی که برای ساختن آن فضا لازم بودند هر منبع نیرو یا نظامی که حالت فضای مدرن را تعریف میکرد . حالا صراحت یافته گسترش پیدا کرده و از مجموعه ای که بیشتر عضو آن بود مستقل شده است انها تا حدودی نشان داده اند که مستقلند.آنچه زمانی تجریدی بود امروزه با صراحت بیان میشود.تفاوت با جنبش مدرن که اگاهانه ایجاد شد در نحوه کنترل نظم داخلی بود.یکپارچگی همه عناصر دخیل در تعریف فضا که در مدرنیسم از طریق تاثیر آزادانه نیرو ها بود بر قرار شد. دوباره روش شی یا قانون افکنده که ربطی به بنا ندارد نیاز به یک نظم بیرونی آغازین که از دلتنگی برای معمار مرکز دار خاسته است به رسمیت شناخته میشود ما استقلال فضای جذب شده را میدهیم و به جایش ار جاع ضروری به یک ارزش بیرونی پایدار را میگیریم که به دلیل فراموش شدنی اش میبایست دوباره ابداع شود. فضای تکامل یافته زمانی به حالت وحدت میرسد که با آنچه ورای آن قرار داردبا شهری بودن با حالت جمعی اش ارتباط می یابد.حفر ه های عمودی که چندین تراز را بهم می پیوست در نهایت به میدانهای شهری در دل بنا میشود دانش تجربی که میخواست سوراخهای انتزاع را پر کند اختیار معماری را به دست گرفته است وعام را به خاص و فضا را به مکان بدل میکند.

 

 

شنبه 2 آبان1388 توسط راحیل حیدری |

معماری پایدار

معماری و پایداری ....
اصل اول : حفاظت از انرژی
هر ساختمان باید به گونه ای طراحی و ساخته شود که نیاز آن به سوخت فسیلی به حداقل ممکن برسد. ضرورت پذیرفتن این اصل در عصرهای گذشته بدون هیچ شک و تردیدی با توجه به نحوه ساخت و سازها غیر قابل انکار می باشد و شاید تنها به سبب تنوع بسیار زیاد مصالح و فن آوری های جدید در دوران معاصر چنین اصلی در ساختمان ها به دست فراموشی سپرده شده است و این بار با استفاده از مصالح گوناگون ویا با ترکیب های مختلفی از آنها، ساختمان ها، محیط را با توجه به نیاز های کاربران تغییر میدهند .
اشاره به نظریه مجتمع زیستی نیز خالی از لطف نمی باشد، که از فراهم آوردن سر پناهی برای درامان ماندن در برابر سرما و یا ایجاد فضایی خنک برای سکونت افراد سرچشمه می گیرد ، به این دلیل و همچنین وجود عوامل دیگر مردمان ساختمانهای خود را به خاطر مزایای متقابل فراوان در کنار یکدیگر بنا می کردند .
ساختمان هایی که در تعامل با اقلیم محلی و در تلاش برای کاهش وابستگی به سوخت فسیلی ساخته می شوند ، نسبت به آپارتمانهای عادی امروزی ، حامل تجربیاتی منفرد و مجزا بوده و در نتیجه ، به عنوان تلاشهای نیمه کاره برای خلـق مــعـــماری سبــز مطــرح می شوند. بسیاری از این تجربیات نیز بیشتر حاصل کار و تلاش انفرادی بوده؛ و بنابراین روشن است به عنوان اصلی پایدار در طراحی ها و ساخت و سازهای جامعه امروز لحاظ نمی گردد.
اصل دوم : کار با اقلیم
ساختمان ها باید به گونه ای طراحی شوند که قادر به استفاده از اقلیم و منابع انرژی محلی باشند .
شکل و نحوه استقرار ساختمان و محل قرار گیری فضاهای داخلی آن می توانند به گــونــه ای باشد که موجب ارتقاع سطح آسایش درون ساختمان گردد و در عین حال از طریق عایق بندی صحیح سازه ، موجبات کاهش مصرف سوخت فسیلی پدید آید. این دو فرآیند مذکور ناگزیر دارای هم پوشانی و نقاط مشترک فراوان می باشند .
پیش از گسترش همه جانبه مصرف سوخت فسیلی ، چوب منبع اصلی انرژی به حساب می آمد که هنوز هم حدود 15 درصد از انرژی امروز را نیز تأمین می کند. هنگامی که چوب کمیاب و نایاب شد برای بسیاری از مردم امری طبیعی بود که در راستای کاهش نیاز به چوب ، برای تولید گرما از گرمای خورشید کمک بگیرند . شهرهای یونانی همچون «پیرنه» مکان شهر را به گونه ای تغییر دادند که از ورود سیل به شهر جلوگیری شود ، و شبکه ای مستطیل شکل با خیابانهای شرقی ـ غربی را احداث نمودند که به ساختمان ها اجازه جهت گیری به سمت جنوب و استفاده از نور مطلوب خورشید را می داد.
رومی ها نیز پیروی از اصول طراحی خورشیدی را با آموختن از تجربیات یونان ادامه دادند ؛ اما آنها پنجره های شفاف که اختراع قرن اول پس از میلاد بود را نیز برای افزایش گرمای بدست آمده بکار گرفتند، با افزایش کمبود چوب به عنوان سوخت ، استفاده از نمای رو به جنوب در ساخت منازل ثروتــمـنـدان و هـمـچنین حمامهای عـمومی شهـر نیز مـتـداول شــد . سنت طراحی با توجه به اقـلـیـم بـرای ایجاد آسایش درون ساختمان به قوانین گرمایش محدود نمی شد بلکه در بسیاری از اقـلـیــم ها معماران ملزم به طـراحـی فـضایی خنک برای پدید آوردن شرایطی مطلوب در داخل ساختمان بود . راه حل معــمول درعـصـر حاضر ، یعنی استفاده از سیستم های تهویه مطبوع هوا ، تنها فرآیندی ناکار آمد در تقابل با اقلیم به شمار می رود و در عین حال همراه با مصرف زیاد انرژی می باشد ، که حتی به هنگام ارزانی و فراوانی انرژی به دلیل آلودگی حاصل از آن امری اشتباه بشمار می آید.
اصول سوم : کاهش استفاده از منابع جدید
هر ساختمان باید به گونهای طراحی شود که استفاده از منابع جدید را به حداقل برساند و در پایان عمر مفید خود ، منبعی برای ایجاد سازه های دیگر بوجود بیاورد .
گر چه جهت گیری این اصل ، همچون سایر اصول اشاره شده به سوی ساختمانهای جدید است ، ولی باید یادآور شد که اغلب منابع موجود در جهان در محیط مصنوع فعلی بکارگرفته شده اند و ترمیم و ارتقاء وضعیت ساختمانهای فعلی برای کاهش اثرات زیست محیطی ، امری است که از اهمیتی برابر با خلق سازه های جدید برخوردار است . این نکته را نیز باید مورد توجه قرار داد که تعداد منابع کافی برای خلق محیط های مصنوع در جهان وجود ندارند که بتوان برای بازسازی هر نسل از ساختمان ها، مقداری جدید از آنها را مورد استفاده قرار داد .
این استفاده مجدد میتواند در مسیر استفاده از مصالح بازیافت شده یا فضاهای بازیافت شده شکل بگیرد، بازیافت ساختمان ها و عناصر درون آنها بخشی از تاریخ معماری است . صومعه سانتا الباس که در سالهای 1077 و 1115 میلادی بازسازی گردیده ، از آجرهای خرابه های یک ساختمان رومی در نزدیکی خود استفاده نمود. چارچوب های چوبی که در قرون وسطی به کار گرفته شدند ،قطعاتی چوبی بودند که بریده و در کارگاه نجاری به یکدیگر وصل شده و کد گذاری می شدند و آنگاه از هم جدا شده و به ساختمان ها انتقال داده می شدند. استفاده از این روش بدین معنی بود که در صورت لزوم می توان بخشهایی از ساختمان قرون وسطایی را جا به جا نموده ؛ حتی امروزه نیز می توان آنها را به مکانی دیگر منتقل کرد . گاهی اوقات کل سازه ساختمان به منظور بنا کردن ساختمانی جدید جابجا می گردید. برای مثال در هنگام ساخت موزه ویکتوریا و آلبرت در لندن، به ساختمان قبلی موجود در سایت دیگر نیازی نبود و در سال 1865 پیشنهاد واگذاری این ساختمان فلزی به مسئولان محلی شمال ، شرق و جنوب لندن با هدف برپایی یک موزه محلی در مکانی جدید ارائه گردید. مسئولان شرق لندن این پیشنهاد را پذیرفتند و ساختمان این موزه محلی در 1872 تکمیل گردید که امروزه این مکان به موزه کودکان بدل گردیده است.
در اغلب مواردی که دسترسی به منابع جدید به حداقل می رسد روش هایی کشف می شوند که با آن ها می توان ساختمان هایی که برای یک منظور ساخته شده اند برای مقاصد دیگر استفاده شوند، با این حال بعضی تغییرات ضروری می توانند باعث تغییر شکل اصلی سازه یا ساختمان شود. این موضوع برای کسانی که علاقمند به حفاظت و نگهداری دائمی از ساختمان ها هستند یک فاجعه به حساب می آید و این سوال در ذهن نقش می بندد که آیا یک ساختمان به این علت که زمانی دارای کاربری ارزشمندی بوده است باید همواره بدون تغییر باقی بماند یا باید برای حفظ بازدهی و کارایی تغییرات الزامی را در آن انجام داد؟ یک فرآیند سبز ممکن است در بررسی این موضوع قضاوت را تنها براساس منابع موجود ممکن بداند. اگر منابع مورد نیاز برای تغییر یک ساختمان کمتر از منابع مورد نیاز برای تخریب و بازسازی آن باشد باید از این تغییرات استقبال نمود. با این وجود این موضوع باعث عدم احترام و بزرگداشت اهمیت تاریخی سازه نمی شود. به علاوه ممکن است این سازه ها دارای ارزش دیگری نیز باشند که توجه به آن ها الزامی است. این مشکلات در تغییر ساختمان های موجود به منظور آماده ساختن آن ها برای هماهنگی با نیازهای جدید بخصوص در مورد بهبود وضعیت ساختمان از لحاظ عملکرد و کارایی که ممکن است به تغییر ظاهر آن منجر شود با تناقض و تضادهای بیشتری آشکار می شود. تغییر در بعضی از ساختمان های قدیمی برای کاربردی های جدید می تواند هزینه ها و مشکلات خاصی را با خود همراه داشته باشد. با این حال مزایای حاصل از استفاده مجدد از این ساختمان های بزرگ در کنار یکدیگر و درون یک محیط شهری می تواند بر این مشکلات و هزینه ها غلبه نماید. نوسازی ساختمان ها ی موجود در شهرهای بزرگ و کوچک همچنین می تواند موجب حفاظت از منابع مورد استفاده جهت تخریب و بازسازی ساختمان و بدین ترتیب جلوگیری از تخریب جامعه شود.

اصل چهارم : احترام به کاربران

معماری سبز به تمامی افرادی که از ساختمان استفاده می کنند احترام می گذارد.
به نظر می رسد که این اصل ارتباط اندکی با آلودگی ناشی از تغییرات اقلیم جهانی و تخریب لایه ازن داشته باشد . اما فرآیند سبز از معماری که شامل احترام برای تمامی منابع مشترک در ساخت یک ساختمان کامل هستند انسان را از این مجموعه خارج نمی نماید. تمام ساختمان ها توسط انسان ها ساخته می شوند اما در بعضی از سازه ها حقیقت حضور انسان محترم شمرده می شود، در حالی که در برخی دیگر تلاش برای رد ابعاد انسانی در فرآیند ساخت مشاهده می شود. در ژاپن تعدادی روبوت نقش انسان را در ایجاد و طراحی ساختمان ها بر عهده گرفته اند، اما برای یک روبوت کارآیی مؤثر در مورد پروژه ، شامل اجرای یک وظـیـفـه خـاص مــی باشد که می تواند آن را به دفعات تکرار کرد. اما در مقیاسی متفاوت یک انسان به عنوان معمار همچنان می تواند بر مهارت خود بر انجام تعداد بسیاری از کارهای نامرتبط اعتماد کند.
احترام بیشتر به نیازهای انسانی و نیروی کار، می تواند در دو مسیر مجزا مورد تجربه قرار گیرد. برای یک ساختمان ساز حرفه ای توجه به این نکـته ضرورت دارد که ایمنی و سلامت مصالح و فرآیند های شکل دهنده ساختمان به همان میزان که برای کارگران و یا استفاده کنندگان آن مهم است برای کل جامعه بشری نیز از اهـمـیت بـســزایی بـرخوردار می باشد. معماران به تدریج از وجود سم های مختلف در سایت های ساختمانی آگاه شده اند و به تازگی استفاده از مواد عایـق دارای انواع CFC و یا استفاده از سایر مصالح خطرناک در ساختمان ممنوع شده است.
شکل دیگر مشارکت انسانی که نیازمند توجه است، اشتراک و دخالت مثبت کاربران در فرآیند طراحی و ساخت است، که چنانچه به طور موثر بکار گرفته نشود یک منبع کارا و مفید به هدر رفته است. تعداد زیادی از ساختمان ها از این انرژی بهره برده اند و نتایج حاصل از آن نیز موجب رضایت در خلـق ساختمان های بزرگ شده است.
اصل پنجم : احترام به سایت
هر ساختمان باید زمین را به گونه ای آرام و سبک لمس کند.
معمار استرالیایی گلن مورکات این جمله عجیب را بیان می کند که: ساختمان باید زمین را به گونه ای آرام و سبک لمس کند. این گفته یک ویژگی از تعامل میان ساختمان و سایت آن را در خود دارد که برای فرآیند سبز امری ضروری است و البته دارای ویژگی های گسترده تری نیز می باشد. ساختمانی که انرژی را حریصانه مصرف می کند آلودگی تولید می کند و با مصرف کنندگان و کاربران خویش بیگانه است در نتیجه هرگز زمین را به گونه ای آرام و سبک لمس نمی کند.

تفسیری صریح تر از این گفته چنین است که نـمی توان هر ساختمان را از درون سایت ساخته شده در آن خارج نمود و شرایط قبل از ایجاد ساختمان را دوباره در سایت احیا کرد. این نوع ارتباط با سایت در سکونتگاههای سنتی اعراب بادیه نشین دیده می شود؛ سبکی و آرامش موجود در میان آن ها در لمس زمین فقط در جابجایی خانه ایشان نهفته نبود، بلکه شامل مصالح مورد استفاده ایشان و دارایی هایی که با خود حمل می کردند نیز می گردید. سیاه چادر اعراب بادیه نشین از پشم بزها ، گوسفندان و شتران ایشان تولید می شد، هنگامی که این چادر ها برپا می گردید با ایجاد سطح مقطع بسیار کارا از لحاظ ایرودینامیکی از تخریب آن در بادهای شدید جلوگیری می شد؛ چادر با طنابهای بلند در جای خود نگهداری و تیرهای چوبی بسیار اندکی در آن بکار گرفته می شد چرا که چوب در صحرا منبعی بسیار کمیاب بحساب می آمد.

در حالی که در جوامع شهری، زندگی بومی و سنتی خود را برای یکجا نشینی ترک کرده اند و معماران وارد عرصه طراحی شده اند، هنوز نیز برای ایجاد نمایشگاههای مختلف و دیگر فعالیت های فرهنگی نیازی مستمر به سازه های موقت وجود دارد. این قبیل سازه ها اغلب، شکل چادر بادیه نشینان را بخود می گیرد . طراحی صورت گرفته توسط معماران هلندی برای فستیوال 86 در سونسبیک ، این سازه برای حفاظت از مجسمه های شکستنی واقع در خارج ساختمان طراحی شده بود و به علاوه بادی به گونه ای طراحی می شد که به چشم نیاید. دراین سازه از چهارنوع مصالح یعنی بتن پیش ساخته برای پی ها ، شیشه های شفاف برای دیوارها و سقف فولاد برای خرپاها و اتصالات و سیلیکون رزینی برای اتصال صفحات شیشه به یکدیگر استفاده شد. باله های شیشه ای نیز به دیوارهای شیشه ای چسبانده شده بودند تا صلبیت بیشتری را ایجاد کند و همچنین مکانی را برای اتصال خرپاهای فلزی سبک حامل سقف شیشه ای فراهم نماید. کف ساختمان زمین عادی بود و برای جلوگیری از گل شدن فقط با چوب پوشانده شده بود. پس از پایان فستیوال این ساختمان دوباره از یکدیگر جدا گردید و پی آن نیز از محل خارج و خاک برداشته شده به جای خود بازگردانیده شد؛ بدین ترتیب زمین سایت بدون هیچ تغییری به وضعیت پیش از برگزاری فستیوال بازگشت. این ساختمان را می توان برای استفاده در هر نمایشگاه یا فستیوال دیگر به کار گرفت و یا اعضای آن را می توان درهر سازه دیگر مورد استفاده قرار داد.
اصل ششم: کل گرایی
تمامی اصول سبز، نیازمند مشارکت در روندی کل گرا برای ساخت محیط مصنوع هستند.

یافتن ساختمان هایی که تمام اصول معماری سبز را خود داشته باشند کار ساده ای نیست. چرا که معماری سبز هنوز بطور کامل شناخته نشده است. یک معماری سبز باید بیش از یک ساختمان منفرد قطعه خود را شامل شود و باید شامل یک شکل پایدار از محیط شهری باشد. شهر، موجودی فراتر از مجموعه ساختمان هاست؛ در حقیقت آن را می توان بصورت مجموعه ای از سامانه های در حال تعامل دید – سامانه هایی برای زیستن و تفریح – که بصورت شکل های ساخته شده دارای کالبد می باشند و با نگاهـی دقـیـق بـه ایـن سامانه ها اســت کـــه مـی تـوانیـــم چهــــره شهـــر آیــنده را تـرسـیـم نـمایـیـم.

چهارشنبه 29 مهر1388 توسط راحیل حیدری |

برج طغرل

بنای آجری برج طغرل ،که مساحت آن با احتساب باغ و دیوارهای احداث شده درسال ۱۳۷۹ به ۵۰۰۰ مترمربع می‌رسد، از جمله آثار به جا مانده از دوره سلجوقیان و مربوط به نیمه دوم قرن ششم قمری است‌. ارتفاع برج بدون سقف در حدود ۲۰ متر است‌. از نظر معماری ضخامت دیوار برج از ۱/۷۵ تا ۲/۷۵ متر و قطر داخلی و خارجی آن به ترتیب ۱۱ و ۱۶ متر است‌. سطح بدنه بیرونی برج به ۲۴ ترک تقسیم شده است‌. در قسمت فوقانی برج تزیینات و کتیبه‌ای به خط کوفی وجود داشته که در قرون گذشته از بین رفته است‌. در ۱۳۰۱ ق‌، به فرمان ناصرالدین شاه‌، بخش فوقانی برج که فرو ریخته بود، مرمت و بازسازی شد و آخرین مرمت نیز در سال‌های اخیر صورت گرفته است‌.
    برج طغرل در واقع یک ساعت طبیعی نیز به حساب می آید؛ زیرا معماری آن به صورتی است که در بالای هر ترک‌ چهارو نیم دایره وجودداردکه بیانگر یک ربع ساعت است‌. در بالای آن‌ها نیز شش مستطیل است که هریک ۱۰ دقیقه را نشان می‌دهد. سپس شیارهای ریزتری، به عنوان ثانیه ،وجود دارد که هرگاه خورشید در وضعیت تازه‌ای قرار بگیرد‌، با ایجاد سایه روشن‌ها، زمان دقیق نشان داده می‌شود. ۲ ناودان شرقی و غربی ساعت سه و نه رانشان می دهدو درهای ورودی برج ،در شمال و جنوب آن، نیز ساعت شش و دوازده هستند. گفته می‌شود که این مکان آرامگاه طغرل‌، از سلاطین سلجوقی، است که به دلیل علاقه به نجوم‌این برج را بنیاد گذاشته است‌.
    از ویژگی‌های این محوطه آرامگاه استاد سیدمحمد محیط طباطبایی‌، ادیب معاصر، پدر تاریخ ایران است که وصیت کرده بود، تا به خاطر علاقه خاصی که به این برج و معماری آن داشته است‌، او را در پای این برج به خاک بسپارند.


دوشنبه 6 مهر1388 توسط مهشید |

پروژه ی طرح 3- استاد :آقای مهندس ابولحسنی

 

سلام

این پست رو به پروژه ی طرح 3 ام اختصاص داده ام ...به یاد ترم های قبل که تمامی پروژه هامونو با دیتیل توی وبلاگ قرار می دادیم!

بچه ها یادتونه....!؟!؟!یاد جوونی ها به خیر....

مطلب زیر تفسیر فرمی و مفهومی پروژه ی طرح 3 من هست که 13 مرداد ارائه شد

هدف پروژه طراحی یک فرهنگسرا در منطقه ی 22 تهران – شهرک چشمه بود که در محل یک استخر متروکه در میان بوستان چشمه طراحی شد.

ابعاد تقريبی استخر  : 30.9  * 49.4 متر  به عمق 2.8 متر

مساحت تقريبی استخر  :      1526  متر مربع بود که دانشجویان به انتخاب می تونستند کل پارک یا فقط استخر رو برای طراحی انتخاب کنند.

بعد از بررسی هایی که به منظور یافتن محوطه اطراف و دسترسی ها اعم از پیاده و سواره ،اقلیم،جهت گیری سایت ،ارتفاع مطلوب بنا و پوشش گیاهی محوطه ،دیدهای سایت،سایر کاربری های موجود در پارک،درجه بندی معابر و همسایگی ها انجام شد 6 آلترناتیو به عنوان concept اولیه ارائه شد که طرح نهایی از ترکیب 2 آلترناتیو به مرحله ی ارائه رسید.

مطلب زیر تفسیر فرمی و مفهومی پروژه ی من هست و در بعد از اون سایت پلان و پرسپکتیو خارجی و در نهایت شیت های ارائه را خواهید دید...!!!

 

فرهنگسرا-انعکاس اندیشه در کالبد ماده / روح فضا

تفسیر مفهومی

ایده ی اولیه ی طرح تبین یک رمپ به عنوان هسته ی مرکزی مجموعه ی فرهنگی بوده به گونه ای که به عنوان یک فضای عملکردی رابطی بین سایر فضاهای فرهنگسرا باشد همچنین به عنوان یک شریان اصلی حرکتی قادر باشد تا با کوتاهترین مسیر مخاطب را به سوی بخش موردنظرش هدایت کند.

در ترکیب با این رمپ 3 بنا برخوردی مستقیم داشته و واسطه ای برای دستیابی به 2 بنای دیگر که در ارتباط مستقیم با رمپ نیستند می باشند.

2هرم ناقص با کاربرد گالری در دو جهت سایت قرار دارند که اتصال بصری خود را به وسیله ی ساختمان سومی که کاربری آموزشی مجموعه را برعهده دارد حفظ کرده اند.

محیط تفریحی که از سایه ی بخش آموزشی مجموعه بهره می برد به عنوان نمادی از باغ های ایرانی در ارتفاعی پایین ترعلاوه بر ورودی آمفی تئاتر از یک سو به باغ کتاب و از سوی دیگر به تریا متصل می شود.

تفسیر فرمی

مثلث به عنوان عنصری خاص نمادی از عقل می باشد همچنین تشکیل دهنده ی قاعده ی هرم است وتغییر مثلث متساوی الاضلاع به مثلث قائم الزاویه به طور ضمنی بیان کننده ی خسرانی است که حاصلش از دست رفتن تعادل می باشد هرمی با قاعده ی مثلث که ناقص است نمادی از عقلی که روز به روز رشد می کند تا به کمال خود دست یابد می باشد.(گالری 1)

از طرفی دیگر مربع به عنوان جهانی ترین شکل نمادی از عدالت و تقارن و هماهنگی است،شناختی کامل که شخص می تواند از طریق آن به حقیقت مطلق دست یابد،همچنین نماد سکون ؛آرامش و ثبات وهرمی با قاعده ی مربع که ناقص است نمادی از سکونی که با در نظرگرفتن عقل رفته رفته پویا می شود تا به کمال خود دست یابد.(گالری2)

 از آن جایی که فرهنگسرا محل تبادل فرهنگ و اندیشه های گوناگون و گاه متضاد است لزوم ایجاد تبادل در عین تقابل بصری در دو گالری و بنای اتصال دهنده ی آن ها دیده می شد

به امید خدا بعد از تحویل روستا 2 که آخر شهریور هست گروهمون با 3 شیت فوق العاده ی روستا 2 به وبلاگ برخواهد گشت!

 

دوشنبه 19 مرداد1388 توسط مهشید |

18 مرداد

دوستان!!!

18 مرداد.....تولد 2سالگی وبلاگمونه....!!!

تولدش مبارک.... 730 روز هست که این وبلاگ جولانگاه اندیشه ها و مطالب ماست....

اتفاقات تلخ و شیرین و توی یه مورد خیلی هیجان انگیز (همون جریان حضور به هم رسانیدن) برامون پیش اومد که همه رو یه جوری ردشون کردیم....تا رسیدیم به این جا....امیدوارم تلاشمون رو همانند سابقه ادامه داده و بیشترش کنیم!

شنبه 17 مرداد1388 توسط مهشید |

یک دانشجوی ایرانی نفر نخست طراحی پوستر فدراسیون جهانی ورزش‌های دانشگاهی ( فیزو) شد.


براساس خبر ارسالی، مجتبی علیزاده، دانشجوی مقطع كاردانی رشته گرافیک دانشگاه جامع علمی كاربردی (واحد استان خراسان رضوی) است که برگزیده مسابقه فدراسیون جهانی ورزش‌های دانشگاهی شد. این مسابقه به مناسبت پنجاهمین سال برگزاری یونیورسیاد جهانی و شصتمین سالگرد تاسیس آن، برگزار شد كه در میان طرح‌های فراوان ارسالی از كشورهای مختلف، طرح پیشنهادی علیزاده مقام نخست را به خود اختصاص داد.
در این مسابقه،دانشجویانی از كشورهای پرتغال و چین به ترتیب مقام‌های دوم و سوم را بدست آورند.
مجتبی علیزاده با طرح خود برنده جایزه نقدی ‪ ۲۵۰۰‬یورویی، حضور كامل در یونیورسیاد صربستان با هزینه فدراسیون جهانی ورزش‌های دانشگاهی و همچنین لوح یادبود ویژه فیزو شد.
-----------------------------------------------------------------------

من به نوبه ی خودم به این دانشجوی موفق تبریک می گم...

این مسئله ثابت می کنه برخلاف اون چیزی که متاسفانه اکثریت فکر می کنند سواد و موفقیت علمی ربطی به اسم دانشگاه نداره و این خود شخص هست که سطح علمیش رو مشخص می کنه.....

بچه ها یاد بگیرید

منبع

 

سه شنبه 16 تیر1388 توسط مهشید |

معماری امروز

به نام خالق زیباییها....

سلام...

این اولین مطلبیه که از من میخونید،اگه کمی و کاستی داره بذارید پای اینکه اولیشه!!!

بریم سر اصل مطلب...

چند روز پیش که تو اتاقم نشسته بودم و داشتم به اسکیسا و راندوهام که به دیوار زدم نگاه می کردم و لذت می بردم (البته جالبیش اینجاس که فقط خودم ازشون لذت میبرم و مهم هم همینه.!)یه دفعه نگاهم افتاد به گوشه کنار اتاق،واقعاَ خشن و خسته کننده بود!!!

حتماَ می پرسید چرا خسته کننده؟؟!!

همین الآن سرتونو از مانیتور بچرخونید و دور تا دور اتاقتونو نگاه کنید......

چیزی جز یه 4دیواری-که از 4تا سطح صاف و چند تا زاویه 90 درجه و کنجهای ساده و خشن ساخته شده-می بینید؟؟

احتمالاَ شما هم مثل من یه سری تابلو که ممکنه حتی کار خودتون باشه! زدید به دیوار،یا لوستری از سقف آویزون کرده باشید که خیلی زیبایی و جذابیت به اتاق داده باشه،که این کار خودش نشون میده که دیوار بدون این تزیینات کسل کننده می شد!

چرا؟

واقعاَ چرا همهء خونه هامون این شکلیه؟ چه اتفاقی واسه معماری ایران افتاده،یا بهتر بگم چه بلایی سر معماری ایران با اون پیشینه غنی و زیبا اومده وبه جایی رسیده که سبک رایج معماری ما شده:قوطی کبریتیسم!!!؟؟

یکی از مهمترین دلایل پیدایش معماری در تاریخ، نیاز بشر به راحتی و آسایش و آرامش واسه زندگیش بوده،از همون اول تاریخ تلاش می کرده که از جایی که توش زندگی می کنه لذت ببره،همیشه سعی کرده بهترین مکانها رو واسه زندگی انتخاب کنه ولی واقعاَ الآن معماری رایج ما اون لذتی رو که بشر دنبالش بوده به ما می بخشه؟تنها چیزی که این روزا تو معماری حس نمیشه احساس آرامش و لذت بردن از معماریه!!!

خیلیها می گن ساخت و ساز به شیوهء قوطی کبریتیسم از لحاظ هزینه مقرون به صرفه و مفیده!!

جالبیش اینجاس که همین افراد واسه خرید مثلاَ لباسایی که می خوان فقط برای چند ساعتی که تنشونه ازش لذت ببرن بیشترین هزینه رو متقبل میشن ، یعنی واقعاَ ارزش نداره واسه خونمون که قراره بیشترین و بهترین لحظات و خاطرات زندگیمون رو اونجا رقم بزنیم یه کمی خرج کنیم؟؟خرجی که با یه تناسب ساده می بینیم تو مدت زمانی که می خوایم توی یه خونه زندگی کنیم،تقریباَ مساوی با همون خرید لباسای رنگارنگه!!

بعضی ها هم معتقدن که با افزایش جمعیت مجبور به ایجاد فضاهای کوچیک و حذف بعضی فضاها شدن و این باعث بوجود اومدن معماری ساده و خشن شده،اما میشه توی فضاهای کوچیک هم هنرمندانه جوری با حجم بازی کرد که در عین سادگی خیلی جذاب و زیبا باشه!

نکته دیگه ای که توی معماری این روزها دیده میشه اینه:ساختمونامون شده مثل یه توپ چهل تیکه که هر تیکه اون از یه سبک و یه دوره معماری خاص گرفته شده!

معماری التقاطی لفظیه که شده بازیچه دست کسانی که این نوع طراحی هارو انجام میدن.البته بعضی ها اصلاَ خبر ندارن که دارن چی کار می کنن و کدوم قسمت از معماریشون از کدوم سبکه و اصلاَ سبک هارو نمیشناسن و همین جوری هر جا که میخوان از هر چی که میخوان استفاده میکنن که این هم در جای خوش نیاز به کلی بحث داره که در این مقال نمیگنجه...

برگردیم به معماری التقاطی،درسته که این نوع معماری جمعی از سبک های مختلف رو کنار هم توی یه طرح به نمایش میذاره ولی یه سری اصول و قواعد داره که باید رعایت بشه،نه اینکه هر جا که خواستیم از هر سبک معماری که دم دست بود یه گوششو برداریمو بچسبونیم به کارمون!!

حداقل نکته ای که باید رعایت بشه اینه که قسمت های مختلفی که کنار هم میذاریم به اصطلاح به هم بیان یا یه جوری به خورد هم برن،نه اینکه مثل 2تا وصلهء ناجور کنار هم باشن.

بعضی ها هم بهونه یا بهتر بگم گلایشون اینه که همه که نمیتونن تو خونه هایی که طراحی خودشونه زندگی کنن،من این جوری جواب این افراد رو میدم که قرار نیست که همهء مردم معمار باشن و خونهء خودشونو طراحی کنن،روی صحبت من هم با معماراییه که قراره طراح خونه های عموم مردم باشن که معمارا باید کاری کنن که همهء مردم از طراحیشون لذت ببرن.

حتماَ میگید همهء مردم که یه نوع سلیقه ندارن! درسته که سلیقهء مردم با هم متفاوته و هر کس تعبیرش از زیبایی یه چیزه،ولی همهء معمارا هم سلیقشون یکی نیست و هر کدوم میتونن نیاز قشر خاصی رو رفع کنن و بحث من هم همینه که طرحی بدیم که افراد زیادی رو به سمت خودش جذب کنه و به اصطلاح عامه پسند باشه.

البته اینکه بخوایم این نقدهارو به همهء معمارا و همهء طراحی ها تعمیم بدیم بی انصافی محضه!چون تو همین سالها که معماریمون رو به زوال گذاشته طراحی های زیبا و متفاوت زیادی شده اما به نسبت کل طراحی هایی که شکل گرفته و ساخته شده خیلی ناچیزه!!!

نمیخوام خیلی مطلب رو طول بدم،با چند تا انتقاد و پیشنهاد بحث رو می بندم:

انتقادی که دارم از بعضی اساتید معماریه که جوری با دانشجو رفتار می کنن که دانشجو مجبور به این میشه که تمام نظرات و سلایق خودشو کنار بذاره و اون چیزی که استاد می خواد رو تو طرح هاش پیاده کنه،که این خودش باعث میشه که قدرت خلاقیت دانشجو تو نطفه نابود بشه و مشکلاتش توی طراحی های آینده خودشونو نشون میدن.البته جای تشکر از بعضی اساتید هم هست که با تمام وجود دانشجو رو به سمت شکوفایی خلاقیت و استعدادهاش حرکت میدن و اصول وقواعد رو به طور تمام و کمال به دانشجوهاشون یاد میدن...!

پیشنهاد اولم اینه که:بعد از اینکه این مطلب رو خوندید،با دیدی متفاوت نسبت به قبل به خونه هایی که توش زندگی می کنیم نگاه کنیم و ببینیم واقعاَ این خونه های قوطی کبریتی لذت بخش هست یا نه!!؟

دومین پیشنهادم به دانشجوهای معماریه: من و شما که دانشجوهای معماری هستیم و قراره یه روز معماران ایران باشیم،سعی کنیم طراح هایی ارائه کنیم که مثل معمارای قدیم ایران هر کس کارامون رو میبینه تحسینمون کنه،کم نیستن معمارای ایرانی قدیم و معاصر که همهء جهانیان تحسینشون میکنن.هر کدوم ازما میتونیم دیبا و سیحون های دیگه ای واسه معماری ایران باشیم،به امید آن روز........

امیدوارم این مطالب تونسته باشه یه ذره ما رو به فکر وادار کنه و باعث بشه جور دیگه ای به اطرافمون نگاه کنیم!

در آخر هم این نکته رو بگم که: تمام این مطالب تحلیل های شخصی من از وضع موجود بود و ممکنه هر کدوم از شما نظرتون کاملاَ با من متفاوت باشه و نظرتون هم کاملاَ محترمه،خوشحال میشم از نظرات و انتقاداتتون استفاده کنم!

سعی کردم به زبون ساده و عامیانه مطالب رو بیان کنم که زیاد خسته کننده نباشه،امیدوارم موفق شده باشم...!!

فرانک لوید رایت:

«معمار یک پیامبر است،کارهای معمار نباید برای یک زمان خاص باشد،باید به گونه ای باشد که برای آیندگان هم مفید باشد».

 

 

 

 

 

 

جمعه 5 تیر1388 توسط سعید جمشیدی قمصری-Sjgh No.1 |

کنسرت هال (سالن کنسرت) تنریفه

امیدوارم ترجمه گویا باشه و از خوندن اون لذت ببرید

کنسرت هال (سالن کنسرت) تنریفه


آئودیتوریم (شنودگاه) در «سانتا کروز  د  تنریفه »، مرکز ایالت تنریفه، در مکانی بین پارک دریایی و کناره بندرگاه واقع شده ، آئودیتوریم شهر را به اقیانوس متصل کرده و یک نماد شاخص شهری (لند مارک) خلق می کند.

mehdi-1

 

این بنای تمام بتنی توسط خط اثر نمایشی بام خود شخصیت می یابد . خیز از کف به مثابه موجی در هم شکن، بام را تا ارتفاع 58 متری بالای آئودیتوریم اصلی قبل از آن که به سمت پایین خم شود و تا نقطه ای باریک شود، به اوج می رساند. ازاره های بنا ، میدانی عمومی که سایت را پوشانده شکل می دهد  و تغییر شیب میان سطوح متفاوت خیابان های مجاور را  پذیرا می شود.

mehdi-2

 

mehdi 3

این مجموعه  شامل یک آئودیتوریم با 1800 جایگاه و یک سالن موسیقی اجرای جمعی (بدون رهبر ارکستر) با گنجایش 400 نفر می باشد. سالن موسیقی اجرای جمعی، تسهیلات فنی، خدمات عمومی و اتاق های لباس مطابق ازاره پلکانی  که با سنگ بازالت ،سنگ آتشفشانی همان منطقه، مزین شده،مشخص می شود.

طاق های پهن ، با گستره حد اکثری 50 متر در هر طرف به عنوان ورودی هنرمندان به کار می رود. دسترسی عمومی و اصلی به آئودیتوریم در میدانی عمومی که از سطح بالا آمده به سمت شمال شرق درست زیر پوسته بتنی طاقدار و تندیس وار بام  قرار می گیرد.  هر چند فضاهای مدیریتی - اجرایی و خدماتی و آئودیتوریم مرکزی دارای دستگاه های تهویه هوا هستند ، سرسرا های عمومی و فضاهای مسیر های حرکتی (سیرکولاسیون) از اقلیم مساعد جزیره بهره می برد؛ به این طریق که جریان هوا به طور طبیعی ازطریق فضاهای لعابدار زیر و میان پوسته های بتنی بنا تهویه می شود.

mehdi-5

پنل (پانل) سازی چوبی محوطه داخلی، برای وضوخ بخشیدن به میزان آکوستیکی (آواشنودی)  فرم کریستالی به خود می گیرد که به نمایشی بودن فضا هم کمک می کند . محل قرارگیری رفلکتورهای (انعکاس دهنده) صدا توسط آزمایش های لیزر مشخص شد که هم چنین به تعیین ابعاد فضاهای داخلی طاقدار کمک کرد. آئودیتوریم به جای برخورداری از پرده های صحنه ، از پرده ای به شکل آکاردئون که از اسلات (میله)های آلومینیومی عمودی تهیه می شود که هنگام باز شدن بالا رونده به داخل آئودیتوریم مانند یک رفلکتور صدا بالای محل اجرای ارکستر عمل می کند.

mehdi-4

از نظر هندسی بام ازدو قسمت مخروطی متقاطع ساخته می شود. پوسته متقارن داخلی سالن کنسرت که پنجاه متر ارتفاع دارد و بدنه ای دورانی است ، توسط کنتراست با چرخاندن یک منحنی برای توصیف یک بیضی به وجود آمده است . یک گوه(wedge) تقریبا پانزده درجه ای از مرکز این بدنه حذف شده است (به دلایل آکوستیکی با ضخامت cm 60 ) تا دو جز آن مرزی گویا را شکل دهد. در بالاترین نقطه آن خط اثر آن حفظ می شود. بدنه آئودیتوریم با این منظور تفاوت قابل ملاحظه ای در انحناهای نرم پوسته های مماس جانبی و سطوح خارجی که با کاشی های خرد شده رنگی تزیین شده پدید می آورد.

 

معمار :سانتیگو کالاتراوا

کارفرما : شورای شهر تنریفه

اتمام :پاییز 2003

مکان : سانتاکروز د  تنریفه، جزایر قناری، اسپانیا

 

جمعه 1 خرداد1388 توسط مهدی رحیمی |

Tenerife Concert Hall

به نام یگانه خالق خلاق

از اونجایی که اولین مطلبی هست که از من روی سایت می بینید امیدوارم که نظرات منصفانه شما در روند ارائه مطالب از سمت من تاثیر مطلوب بذاره.
ترجمه متن زیر رو به زودی به سایت ارسال می کنم.امیدوارم نظرتون رو جلب کنه!!!!!
قبل از هر چیز می خواستم اعلام کنم این مطلب عینا از سایت 
Arcspace برداشت شده است.

Santiago Calatrava
Tenerife Concert Hall
Santa Cruz de Tenerife,
Canary Islands, Spain

image-1

The auditorium is located on the waterfront in the Los Llanos are of Santa Cruz, the capital of Tenerife. Situated between the Marine Park and the edge of the port, the auditorium connects the city to the ocean and creates a significant urban landmark.

image-2

image-3

The all-concrete building is characterized by the dramatic sweep of its roof. Rising off the base like a crashing wave, the roof soars to a height of 58 meters over the main auditorium before curving downward and narrowing to a point. The building's plinth forms a public plaza covering the site and allows for changes in grade between the different levels of the adjacent roads.

image-5

The complex contains an auditorium that seats 1,800 and a chamber music hall with seating for 400. The chamber music hall, technical facilities, general services and dressing rooms are located within the stepped plinth, which is clad in basalt, the local volcanic stone.

image-6

image-7

 

Wide arches, spanning 50 meters on each side, serve as the artists' entrance. The main public access to the auditorium is placed on the raised plaza to the northeast, beneath the curved and sculpted concrete shell of the roof. Although administrative and service areas and the central auditorium are air-conditioned, public foyers and circulation areas profit from the island's pleasant climate; as it is naturally ventilated airflow through the glazed areas beneath and between the building's concrete shells.

image-8

To fine tune the acoustics, the wood panelling of the interior takes on a crystalline form, which also contributes to the drama of the space. The placing of sound reflectors was determined by laser tests, which also helped define the dimensions of the vaulted interior. Instead of having stage curtains, the auditorium is provided with a concertina screen of vertical aluminium slats, which when opened lift up into the auditorium to act as a sound-reflector above the orchestra pit.

Geometrically, the roof is constructed from two intersecting cone segments. By contrast, the symmetrical inner shell of the concert hall, which is 50 meters high, is a rotational body, generated by rotating a curve to describe an ellipse. A wedge of approximately 15° has been removed from the center of this body so that its two segments (for acoustical reasons 60 cm thick) form a pronounced ridge.  At its uppermost point it supports the sweep of the roof. The body of the auditorium thus contrasts with the smooth curves of the flanking tangential shells, whose exterior surfaces are decorated in coloured broken tile.

image-10

image-11

Completed: Fall 2003

Client: Cabildo Insular de Tenerife (Tenerife Town Council)
Architect: Santiago Calatrava

شنبه 26 اردیبهشت1388 توسط مهدی رحیمی |

Tenerife Concert Hall

به نام یگانه خالق خلاق

از اونجایی که اولین مطلبی هست که از من روی سایت می بینید امیدوارم که نظرات منصفانه شما در روند ارائه مطالب از سمت من تاثیر مطلوب بذاره.
ترجمه متن زیر رو به زودی به سایت ارسال می کنم.امیدوارم نظرتون رو جلب کنه!!!!!
قبل از هر چیز می خواستم اعلام کنم این مطلب عینا از سایت Arcspace برداشت شده است.

Santiago Calatrava
Tenerife Concert Hall
Santa Cruz de Tenerife,
Canary Islands, Spain

image-1

The auditorium is located on the waterfront in the Los Llanos are of Santa Cruz, the capital of Tenerife. Situated between the Marine Park and the edge of the port, the auditorium connects the city to the ocean and creates a significant urban landmark.

image-2

image-3

The all-concrete building is characterized by the dramatic sweep of its roof. Rising off the base like a crashing wave, the roof soars to a height of 58 meters over the main auditorium before curving downward and narrowing to a point. The building's plinth forms a public plaza covering the site and allows for changes in grade between the different levels of the adjacent roads.

image-5

The complex contains an auditorium that seats 1,800 and a chamber music hall with seating for 400. The chamber music hall, technical facilities, general services and dressing rooms are located within the stepped plinth, which is clad in basalt, the local volcanic stone.

image-6

image-7

 

Wide arches, spanning 50 meters on each side, serve as the artists' entrance. The main public access to the auditorium is placed on the raised plaza to the northeast, beneath the curved and sculpted concrete shell of the roof. Although administrative and service areas and the central auditorium are air-conditioned, public foyers and circulation areas profit from the island's pleasant climate; as it is naturally ventilated airflow through the glazed areas beneath and between the building's concrete shells.

image-8

To fine tune the acoustics, the wood panelling of the interior takes on a crystalline form, which also contributes to the drama of the space. The placing of sound reflectors was determined by laser tests, which also helped define the dimensions of the vaulted interior. Instead of having stage curtains, the auditorium is provided with a concertina screen of vertical aluminium slats, which when opened lift up into the auditorium to act as a sound-reflector above the orchestra pit.

Geometrically, the roof is constructed from two intersecting cone segments. By contrast, the symmetrical inner shell of the concert hall, which is 50 meters high, is a rotational body, generated by rotating a curve to describe an ellipse. A wedge of approximately 15° has been removed from the center of this body so that its two segments (for acoustical reasons 60 cm thick) form a pronounced ridge.  At its uppermost point it supports the sweep of the roof. The body of the auditorium thus contrasts with the smooth curves of the flanking tangential shells, whose exterior surfaces are decorated in coloured broken tile.

image-10

image-11

Completed: Fall 2003

Client: Cabildo Insular de Tenerife (Tenerife Town Council)
Architect: Santiago Calatrava

شنبه 26 اردیبهشت1388 توسط |

9 برنده ی بخش معماری AIA

 

موسسه ی معماری آمریکا ( AIA ) ، یکی از معتبر ترین موسسات معماری جهان، دیروز اسامی آثار منتخب سال ۲۰۰۹ خود را اعلام کرد. جایزه ای که AIA هرساله به آثاری که از نظر معماری بیرونی، طراحی داخلی و هماهنگی با کالبد شهری جزو بهترین ها باشند می دهد، از معتبر ترین و با سابقه ترین جوایز دنیای معماری محسوب می شود. ۲۵ اثر برگزیده ی امسال از بین بیش از ۷۰۰ اثر از سرتاسر جهان انتخاب شده اند. مراسم اهدای جوایز، در ماه آپریل و در شهرسان فرانسیسکو برگذار خواهد شد.

جوایز مربوط به معماری سال ۲۰۰۹ :

جایزه ی امسال AIA در بخش معماری به ۹ اثر منتخب اعطا شد ( جوایز این موسسه برای طراحی های داخلی و شهری هم در نظر گرفته می شود ). نکته ی جالبی که در بین این ۹ اثر به چشم می خورد، اینست که در بین آنها، آثار مختلفی یافت می شود. از یک کلیسا تا یک خانه ی مسکونی. این آثار توانسته اند تاثیر مهم و منحصر به فردی در محیطی که در آن ساخته شده اند بگذارند. بعضی از این آثار با محدودیت های شدید مالی مواجه بودند، یکی از این اثر ها از تغییر کاربری یک بنای قدیمی به وجود آمده و اثری هم از به هم پیوستن چند بنای قدیمی تر حاصل شده است.

1 - کلیسای Christ the Light ، ایالت کالیفرنیا . کاری از Skidmore, Owings & Merrill LLP
مکانی برای انجام مراسم مذهبی و نمادی برای دعوت به مسیحیت در Oakland ایالت کالیفرنیا. استفاده از مصالحی مثل شیشه، چوب و بتن، اجازه ی ساخت بنای پر عظمت و رفیعی را داده که به خوبی توانسته با نور بازی کند و حجمی شفاف را پدید آورد.


۲ - مرکز دانشجویی Charles Hostler ، بیروت، لبنان . کاری از گروه VJAA
مرکز دانشجویی Charles Hostler در لبنان، مکانی است برای گرد همایی دانشجویان که در آن کلیه ی امکانات رفاهی، مثل تجهیزات ورزشی، سالن تئاتر و یک پارکینگ زیر زمینی در نظر گرفته شده. این بنا با محوطه ی وسیع و سرسبزی که دارد، می تواند به خوبی به عنوان یک ساختمان چند منظوره به کار گرفته شود.


3 - باشگاهی برای جوانان، شیکاگو . کاری از John Ronan
این بنای ۷۴۰۰۰ فوت مربعی ( تقریبا” ۶۴۰۰ متر مربع ) ، در یکی از محله های فقیر نشین شیکاگو ساخته شد تا به وسیله ی آن، تاثیری مثبت در رشد فرهنگی منطقه داشته باشد. جوانان ۸ تا ۱۸ سال در این مکان می توانند اوقات بعد از مدرسه و بیکاری خود را سپری کنند و از آسیب های اجتماعی ای که آنها را تهدید می کند درامان باشند.


۴ - موزه ی Museo del Acero ، مکزیک . کاری از گروه معماری Grimshaw
بنای قدیمی Horno3: Museo Del Acero که در واقع یک کوره ی قدیمی است ، در سال ۱۹۶۰ طی انفجاری، تقریبا” تخریب شده بود و به حالت متروکه درامده بود. ساختمان باقیمانده ی این کوره، به عنوان هسته ی اصلی موزه ای جدید درآمده است، ساختمانی جدید که زندگی جدیدی را به این کوره ی متروک بخشیده و بازدیدکنندگان را با تاریخ صنعت مکزیک آشنا می کند.


5 - مرکز دانشگاهی Lavin-Bernick ، New Orleans . کاری از گروه VJAA
کار سختی که گروه معماری VJAA بر عهده داشتند، تبدیل ساختمان بزرگ و قدیمی و بدون مصرف قبلی به ساختمانی پویا، مدرن و به صرفه از نظر انرژی بود تا به عنوان ساختمان مرکزی دانشگاه مورد استفاده قرار بگیرد. تنها حفظ کردن دیوار های بتنی ساختمان قبلی، چیزی حدود ۸ میلیون دلار صرفه جویی در هزینه ی این پروژه داشته است. این پروژه درست ۱۴ ماه بعد از طوفان عظیم کاترینا به پایان رسید.



۶ - ساختمان جدید نیویورک تایمز. کاری از رنزو پیانو
این بنا مجموعه ای از بهترین ویژگی های معماریست که یک ساختمان می تواند داشته باشد : نورپردازی، نما، ارتباط با خیابان های اطراف، دسترسی ها و … ولی شاید مهمترین ویژگی آن ارتباط و هماهنگی بسیار کاملی باشد که با محیط اطراف خود در شهر نیویورک دارد.


7 - مجموعه ی آپارتمانی ، San Francisco . کاری از Leddy Maytum Stacy
این مجموعه ی آپارتمانی، طبق نظر شهردار شهر سان فرانسیسکو و به عنوان یک اقامتگاه داومی برای بی خانمان های شهر در نظر گرفته شده است. شعار جالب این پروژه ، ” of Public Health’s “Housing FirsT ” ( اولین قدم برای سلامتی اجتماع، سکونت است ) بود.


۸ - خانه ی Salt Point، نیویورک. کاری از Thomas Phifer
این خانه ی مسکونی ۲۲۰ متر مربعی، به دلیل استفاده از مصالح پایدار و ارزان قیمت، و همچنن طراحی ظریف و موثرش، یکی از ۹ اثر منتخب به شمار می آید. این خانه به طور دقیقی، طوری طراحی شده تا از باد های تابستانی ای که در این ناحیه هنگام تابستان می وزد، حداکثر استفاده را ببرد و بدین وسیله هم از هزینه ی مربوط به سرمایش خانه صرفه جویی شود هم تهویه ای طبیعی در آن وجود داشته باشد.


۹ - مرمت باسیلیکای Assumption، Baltimore . کاری از گروه PLLC
این کلیسای قدیمی که یکی از با ارزش ترین معماری های قدیمی آمریکاست به دلیل زمان زیادی که از ساخته شدنش می گذرد، اثری نامطلوب بر نمای شهر گذاشته بود، ولی گروه معماران این پروژه توانستند با استفاده از تکنولوژی های مرمت معماری، آن را تقریبا” شبیه روز اول ساخته شدنش بکنند.

منبع:باشگاه مهندسان ایران

دوشنبه 14 اردیبهشت1388 توسط سرور |

روز معمار بر همه ی معمارا مبارک - مخصوصا معمارای ترمی 6یمون

شیخ بهایی مارو صاحب روز کرد

شیخ عزیز تولدت مبارک

شیخ بهایی : شیخ شور انگیز و شیرین کار

پنجشنبه 3 اردیبهشت1388 توسط مهشید |

چرا معماران مينويسند ؟!

والتر گروپیوس در بیانیه‌‌‌ی تأسیس مدرسه‌ی باوهاوس در سال ۱۹۱۹ «هدف غایی تمامی فعالیت‌های خلاقانه را «ساختن» دانست. این در حالی بود که نه گروپیوس و نه مدرسه‌ی باوهاوس، هیچکدام تا لحظه‌ی نگارش این بیانیه، کمترین سابقه‌ای در ساختن به معنای واقعی آن نداشتند.
گروپیوس شخصاً به این واقعیت اذعان می‌کند: «زندگی من جایی بین زمین و آسمان، در بلاتکلیفی سرگردان است... چیزی برای طراحی وجود ندارد که بتوانم از طریق آن، درآمدی هر چند ناچیز کسب کنم.» حتی زمانی که شرایط اقتصادی بهبود یافت، باز گروپیوس فاصله‌‌اش با دنیای مادی معماری را حفظ کرد. او در دوران دانشجویی‌ دریافت که اگر شخصاً به نقشه‌‌کشی معماری بپردازد، دچار گرفتگی عضلانی خواهد شد، به همین خاطر با پرداخت دستمزد به دوستانش، آنان را به کشیدن طرح‌های دانشجویی‌اش گمارد.
در ادامه و پس ار ورود به دنیای حرفه‌ای معماری، گروپیوس مشغول به همکاری با معماران دیگری از جمله آدولف مه‌یر گردید و مجدداً از کلمات برای تشریح مقاصد معمارانه‌اش بهره گرفت.
والتر گروپیوس از جمله معماران برجسته‌ای است که از «واژگان» بصورت گسترده در ارائه‌ی کارهایش استفاده کرده، اما او یقیناً یگانه معماری نیست که چنین راهی را برای خود برگزیده است. معماران معدودی از زمان ویتروویوس تا دوران معاصر به نوشتن رساله یا بیانیه در باب معماری پرداخته‌اند. آدولف لوس، یکی دیگر از چهره‌هایی است که علاوه بر فعالیت در زمینه طراحی، به عنوان یک نویسنده‌ی پرکار و زبردست نیز شناخته شده است.

او معتقد است که ویژگی‌های ذاتی معماری‌ او از طریق تصاویر قابل انتقال نبوده و هر معماری خوب باید قابلیت توصیف در قالب واژه‌ها را دارا باشد. یکی دیگر از استادان معماری مدرن یعنی لوکوربوزیه سوئیسی‌الاصل نه تنها در دوران حیاتش حدود ۶۰ کتاب تألیف نمود بلکه به هنگام درخواست تابعیت فرانسوی‌ در سال ۱۹۳۰ حرفه‌‌ی شخصی‌اش ‌را به جای ‘architecte’ (معمار) ‘homme de lettre’ (نویسنده) اعلام کرد.
علیرغم تمایل معماران به نظریه‌پردازی درباره‌ی آثار معماری از دوران روم باستان تاکنون، مرز بین نویسندگی و طراحی بویژه در سال‌های دهه‌ی هشتاد میلادی در نتیجه‌ی توجه فزاینده پست‌مدرنیست‌ها به نشانه‌شناسی کمرنگ‌تر گردید. بسیاری از معماران دیروز که توانسته‌اند در جایگاه پیشروان معماری امروز تکیه کنند، اعتبار خود را در ابتدا از طریق نویسندگی و پرداختن به «معماری کاغذی» کسب کردند: پیتر آیزنمن، دانیل لیبسکیند و رم کول‌هاس (به عنوان مهمترین نمونه‌ی قابل بررسی)، برخی از ستار‌ه‌های امروز عالم معماری هستند که آوازه‌ی خود را بیش از آنکه از طرح‌ها و ساختمان‌ها به‌دست آورده باشند، ازطریق تألیفاتشان کسب نمود‌ه‌اند. نفوذ معمارانی از این دست بر محیط آکادمیک و روابط درون حرفه‌ای معماران بسیار گسترده است.
رساله‌ی پیش رو تلاش دارد تا نسبت بین نویسندگی و (طراحی) معماریِ معماران را مورد بررسی قرار دهد و این هدف را با طرح این پرسش مقدماتی آغاز می‌کند: انگیزه‌ی معماران از نوشتن و چاپ متون درباره‌ی معماری چیست؟ آیا این مسئله راهبردی برای بازاریابی و فروش طرح به کارفرماست یا تلاشی که معماران برای نمایش ذات روشنفکرانه‌ی معماری به عنوان یک رشته‌ی علمی انجام می‌دهند؟ آیا نویسندگی معماران تنها انعکاسی از فرآیند طراحی است یا اهدافی برای طراحی و معیارهایی برای شکل تماس با اثر معماری نیز تعریف می‌کند؟ تفاوت بین نویسندگی در میان معماران با نویسندگی در میان مورخان و ناقدان معماری در چه مواردی می‌باشد؟
گاهی اوقات معماران در نوشته‌های خود تلاش می‌کنند تا قواعدی را برای خود و دیگران به عنوان اصول طراحی وضع نمایند. با این وجود در پاره‌ای موارد همخوانی‌ای بین این نظریه‌پردازیه‌ها و ساختمان‌هایی که ساخته می‌شود، به چشم نمی‌آید که این امر باعث ایجاد تردید در انگیزه‌ی معماران از نوشتن می‌شود. یکی دیگر از مصارف متون معماری در تبلیغات و بازنویسی تاریخ معماری است. در موارد متعدد دیگری نویسندگی به یکی از مراحل تفکر طراحی بدل می‌شود.
از آنجا که پرسش از نوع رابطه‌ی نویسندگی و (طراحی) معماریِ معماران بسیار گسترده می‌باشد، این رساله رویکردهای تئوریک متفاوتی را در شکافتنِ مباحث، مورد بررسی قرار خواهد داد: هستی‌شناسی هنر آرتور سی دانتو، اندیشه‌ی artwriting نزد دیوید کریر، نشانه‌شناسی معماری نزد اومبرتو اِکو، نظریه جامعه‌شناسانه پیر بوردیو درباره‌ی سرمایه‌های فرهنگی و راهبردهای تشخص‌یابی (distinction) و کاربرد دی‌کانستراکشن در معماری توسط مارک ویجلی.
پیش‌شرط ورود به مسئله و فهم این رساله، آگاهی عمیق از تاریخ معماری مدرن شامل آثار شاخص ساختمانی و نوشتاری این قرن می‌باشد
منبع  Memarha.Com:

این دقیقا همون کاریه که من واسه پرزانته هام انجام میدم!

استاد عزیز و همکلاسی های گرامی....حالا دیدید کارم حرفه ایه؟!؟!؟!

 

پنجشنبه 13 فروردین1388 توسط مهشید |

سال نو مبارک...

سال نو مبارک...

سه شنبه 27 اسفند1387 توسط مهشید |

مهلت شرکت در جشنواره طراحی معاصر ایران تمدید شد

با توجه به فرارسیدن ایام نوروز و درخواست هنرمندان، مهلت ارسال آثار به جشنواره طراحی معاصر ایران تا 10 اردیبهشت 88 تمدید شد.

به گزارش خبرگزاری مهر، مهلت ارسال آثار دومین جشنواره طراحی معاصر ایران به  تصمیم هیئت برگزاری تا 10 اردیبهشت آینده تمدید شد. شهر ‌موضوع دومین همایش و جشنواره طراحی معاصر ایران است که هنرمندان باید آثار خود را در این زمینه خلق و ارسال کنند‌.

از  نظر هیئت برگزاری جشنواره هر اثر ساختارمندی که خط فعالترین و شاخصترین عنصر آن باشد در حوزه طراحی قابل بررسی است‌. عنصر خط و فرم ممکن است با رنگ نیز همراه باشد‌، ‌اما رنگ در اینگونه آثار در مرحله دوم اهمیت قرار دارد و ساختار کلی اثر با عنصر خط و فرم پدید می‌آید‌.

شرکت در این جشنواره برای تمام هنرمندان طراح در کشور ایران آزاد است و هر متقاضی بدون محدودیت سنی می‌تواند حداکثر پنج اثر ارسال کند. حداکثر ابعاد آثار ارسالی 120 در 250 سانتیمتر تعیین شده و آثار باید بدون قاب یا حاشیه ارسال شوند. هر متقاضی باید فرم تقاضای شرکت در همایش و برچسب مربوط به هر اثر را تکمیل و پشت آثار الصاق کند‌‌.

ستاد برگزاری دومین دوره همایش و جشنواره طراحی معاصر ایران از تمام هنرمندان و علاقمندان به طراحی دعوت می‌کند آثار خود را به نشانی تهران‌،‌ خیابان ولی عصر (عج)‌،‌ تقاطع نیایش‌، بلوار اسفندیاری‌، شماره 35‌، ‌موزه هنرهای دینی امام علی ‌(ع) تحویل دهند یا از طریق پست ارسال کنند.

.

خبرگزاری مهر

سه شنبه 13 اسفند1387 توسط سرور |

25 ساعت زندگی من

 

9 صبح زندگی من : الان از خواب پریدم ، آلارم گوشیمو واسه ساعت 5 تنظیم کرده بودم بلند شم جزوه ی مسخرمو بخونم ، اما از بس پرت و پلا تو جزوم هست هیچ انگیزه ای واسه از خواب پا شدن نداشتم! به هر حال الان دیرم شده و وقت نیست چیز زیادی بنویسم...

10 صبح زندگی من : تازه صبحونمو خوردم و دارم خودمو آماده می کنم که یکی از دوستام زنگ میزنه...

11 صبح زندگی من : دوستم هنوز داره حرف میزنه...

12 ظهرزندگی من : یه ربعه که آزاد شدم ،شانس آوردم که زنگ در خونشونو زدن و رفت!

یه تیکه یخ رو گوشم گذاشتم ورمش بخوابه!دارم میرم سراغ جزوه ام...

1 بعد از ظهرزندگی من : رفتم سراغ جزوه ام...تازه فهمیدم استاده واسه بچه های اون گروه یه چیزایه دیگه ای گفته...نه...من تا جزوه ام کامل نباشه درس نمی خونم!

2 بعد از ظهر زندگی من : می خوام زنگ بزنم یکی از بچه ها فرمول هایی که استاد به اون کلاسی ها گفته بگیرم...ولی نه ....الان موقع ناهاره!بهتره یکی دو ساعت دیگه زنگ بزنم...خودمم الان بهتره برم ناهار بخورم...

3 بعد از ظهرزندگی من : ممکنه خواب باشه... 1 ساعت دیگه می زنگم!!!

4 بعد از ظهرزندگی من : زنگ می زنم بهش اون داره فرمول هارو برام میخونه...تازه می فهمم استادمون چقدر آدم جو گیریه!

5 بعد از ظهرزندگی من : بالاخره رفتم سراغ جزوم....بیشتر شبیه هزیونه!

6 بعد از ظهرزندگی من : sms ببخشید پیامک های همدردی بچه ها میاد...انگار همه از جزوه و استاد شاکی هستن...منم با هاشون هم دردی می کنم!.......

7 بعد از ظهرزندگی من : کماکان در حال عزاداری دسته جمعی هستیم....بالاخره بعد از کلی سوگواری تصمیم می گیریم اگه سوال بی ربط داد سرجلسه قیام کنیم...!!!

8 بعد از ظهرزندگی من : دوباره میرم سراغ جزوه ام...نه انگار فایده ای نداره...

9 شب زندگی من : خستم...دیگه حوصله ندارم درس بخونم ...بهتره برم بخوابم...فردا 14-16 امتحان دارم....صبحش پا میشم می خونم...

10 شب زندگی من : الان تو بیمارستانم ... سه ربع پیش بهم خبر دادن حال یکی از دوستام خیلی بده...منم باید میرفتم دیگه..!!!

11 شب زندگی من : هنوز تو بیمارستانم...روی یکی از صندلی ها نشستم و1 پرستار و یه دکتر رو زیر نظر گرفتم که خیلی با هم مهربونن...!چه روابط کاری صمیمانه ای...!!!چشمام داره از خستگی تار می بینه...

12 شب زندگی من : به دوستم آرام بخش زدن...خوابیده...کاش بشه بیام خونه...خوابم میاد وحشتناک...خیلی خوشحالم که معماری قبول شدم...اصلا نمی تونم شغل های مثل پرستارها که شب هم باید بیدار باشن رو تحمل کنم...داره خوابم میبره....

1صبح زندگی من : با سر و صدا و آه و ناله ی 10-12 تا پسر از خواب می پرم...همشون زخمی هستن...(هیچکدوم از شکلک ها زخمی نبودن!!!)یه لحظه احساس می کنم نکنه این جا بیمارستان صحراییه و اینا هم سرباز های زخمی.........!؟!؟!نه بابا توهم زدم....!!!از حرف های دکتره می فهمم اینا هم از اون نوشابه هایی خوردن که حسین مخته تو دیوونه خونه ی ساسی مانکن فکر می کنه آبه!!!بعدشم تصادف...به به!!! من به نسل سومی بودن خودم افتخار می کنم...

2صبح زندگی من : دوستم به هوش اومده...حالشم بهتره...معده ی همه ی اونا رو هم شستشو دادن...همشون تخت خوابیدن...وای تخت یکیشون این بغله ....چقدر خرو پف می کنه...

3صبح زندگی من : بالاخره دارم میرم خونه...دوست دارم قبل از رفتنم یه ملحفه بچپونم تو دهن این که دیگه انقدر خرو پف نکنه...

4صبح زندگی من : رسیدم خونه...خیلی خستم...ولی نمی دونم چرا خوابم نمی بره!؟!؟!گوشیمو واسه 6 صبح می گذارم که پاشم درس بخونم...

10صبح زندگی من : ساعت 10 صبحه...من هنوز خوابم...وای نه...11باید صادقیه باشم...خداکنه بیدار شم...

.

.

.

.

.

.

(صدای مراقب):خانم....خانم....حواست کجاست؟!؟!....وقتت تموم شده....برگتو بده...........

سه شنبه 8 بهمن1387 توسط مهشید |

بعد از یه مدت طولانی...

بعد از یه مدت طولانی... سلام...

مدتی بود که نبودم و دلیلش به خاطر نزدیک شدن به امتحانات پایان ترم بود

و متاسفانه دوباره یه چند وقتی نخواهیم بود که این دفعه دلیلش خود امتحانات پایان ترمه!

تا می آییم بفهمیم ترم به کجا رسیده امتحانا شروع میشه...

با این که این دفعه نوبت آپ کردن من نبود ولی چون دیدم بقیه بدجوری درگیر درس و پروژه هاهستن تصمیم گرفتم مزاحم مهندس شدنشون نشم وخودم دست به کار بشم...

خواستم روش های صحیح مطالعه رو با توجه به اینکه داریم به امتحانات نزدیک میشیم بذارم ؛ یادم افتاد پارسال حدودا همین موقع ها بود که یه متنی در این باره گذاشته بودم و بچه ها هم  تو کامنت ها تجربیات جالبی از درس خوندنشون گذاشته بودن...

انشا الله بعد از امتحاناتمون دوباره می آییم و انشا الله فعالیتمون به زودی در قالب یک انجمن رسمی به ثبت رسیده ی حدودا 20 نفره در یک سایت جدید که به زودی افتتاح میشه ادامه پیدا می کنه...

به محض اینکه انجمن جدیدمون فعالیت رسمی خودشو شروع کنه تمامی اطلاعاتش از طریق این وبلاگ به اطلاعتون میرسه...

منتظرمون باشید

منتظرتون هستیم

قول میدیم زود بر گردیم...

 

دوشنبه 23 دی1387 توسط مهشید |

وقتی سکوت آدم می کشد...............

 

همراه شو ، همراه --- طرح سراسري محكوم نمودن نسل كشي در فلسطين --- اينروزها در گوشه اي از دنيا انسانيت فراموش گرديده است..........

سه شنبه 10 دی1387 توسط سرور |

یلدا.......

 

شب یلدا بهتون خوش بگذره...!!!

شنبه 30 آذر1387 توسط مهشید |

عید غدیر خم مبارک......

چهارشنبه 27 آذر1387 توسط مهشید |



به نام یگانه معمار هستی
این وبلاگ ,وبلاگ گروهی از دانشجویان معماری می باشد وشامل مطالبی در زمینه ی معماری و عمومی است.

بدیهی است که تشخیص صحت و سقم مطالب این وبلاگ بر عهده خواننده فهیم است. ضمنا لازم به ذکر است مطالب ترجمه شده در این وبلاگ لزوما دیدگاه نویسنده آن نیست. این وبلاگ پنجره ایست به روی برخی از ناگفته ها.
همچنین کاوانسرایی برای نزدیکی هر چه بیشتر دوستانمان
بیشتر مقالات و تحلیل های این وبلاگ در نشریات رسمی کشور به چاپ رسیده اند...استفاده از این مطالب تنها با ذکر نام و منبع آن مجاز است دوستان عزیز،لطفا برای بهتر شدن وبلاگ نظر بدهید.
با تشکر................................

majia23@yahoo.com

تاریخی
عرفانی
طنز و سرگرمی
عمران
اجتماعی
عمومی
مصالح ساختمانی
نقشه برداری
طراحی داخلی
معرفی معمار
معماری ایران
معماری
معماری جهان
سایر موضوعات

سایت تخصصی معماران ایران
سايت دانشگاه برکلی
سايت دانشگاه استانفورد
سایت جامع معماری امریکا
دانشگاه صنعتی شریف
اخبار عمران و پروژه ها و تازه های معماری
سایت حرفه ای طراحی و ترسیم با اتوکد
اطلاعات در مورد معروفترین سازه های جهان
دانشگاه صنعتی اصفهان
دانشگاه صنعتی خواجه نصیر الدین طوسی
بلند ترین برج های در حال ساخت دنیا
سایت معماران ایران
محوطه سازي وطراحي محيط ومنظر
آرونا
زاهاحديد
فوكساس
تادائوآندو
ماريوبوتا
رنزوپيانو
پيترآينزمن
فرانك‌گري
ريچاردمير
استيون‌هال
مورفوسيس
نورمن‌فاستر
سايت يوفا
دانيل ليبسكيند
كيشو كوروكاوا
سانتياگوكالاتراوا
ميرميران
نادر خليلي
حسين‌امانت
هما فرجادي
فريبرز صحبا
گيسوو ومژگان حريري
سايت انجمن علمي پيام نور ساري
كلوناد
هر چه بخواهيد در اينجاست - سرگرمي - جوك - احبار -اس ام اس و...
معماری : هنر و فن "وبلاگ شخصی مهشید مازندرانی"
سئوالات فني و مهندسي
تازه هاي علم
نمونه سئوال رياضي و آمار
كتابهاي درسي دانلود كنيد
خبر گذاريها
بانک مقالات فارسی شهر سازی
وبلاگ عمرانی سازه های شرقی
گذر معمارانه
موفقیت یک اتفاق نیست!!
معمارو معماری
rchitecral
معماری مرکز
بیداری
movafagheat2
بچه های پیام نور گرم دره
بچه های پیام نور خوی
قوانین طلایی مدیریت
...و این معماری خداوند است
شیلات قائمشهر
کانون هلال احمر دانشکده کشاورزی ورامین
گروه معماری دانشکده فنی مهندسی کرمانشاه
تهران دانشجو
نگاه نو
دانشجویان معماری دانشگاه پیام نور یزد
گروه معماری سما
مهندسین عمران و نخبگان ایران
"دوستش داشتم"
مقاله و پروژه رایگان و زیاد
"حسن ستاري ساربانقلي- معماري دانشگاه آزاد اسلامي واحد تبريز"
انجمن رویش ، وابسته به دانشجویان دانشگاه پیام نور شهر جدید هشتگرد
وبلاگ تخصصی عمران - كامپيوتر
مجله آموزشي عمران 2 عمران
گروه معماری یارادان
دانشگاه پيام نور شهر جديد هشتگرد (حمید جلالی)
هفت دری (معماری پیام نور پرند)
معماران آذر نام
مرکز آموزش مهندسی عمران
سرگرمی و......
یادداشت های بهزاد گروگان در باره شهرسازی.محیط زیست. طراحی شهری
دانشجویان کامپیوتر واحد پردیس
اطلاعات جامع آزمون کارشناسی ارشد مهندسی برق دانشگاه آزاد اسلامي
دانشگاه آزاد اسلامی واحد شبستر
انجمن مهندسین اجرایی دانشگاه پيام نور شهر جديد هشتگرد

RSS 2.0

گردآوری شده توسط:
گروه طراحان حرفه ای تم سی تی

WWW.THEME30T.COM

Design By Blog Skin

قالب وبلاگ

free template blog

قالب ایران بلاگ

قالب بلاگفا

قالب پرشین وبلاگ

قالب پرشین وبلاگ

قالب

شهر اینترنتی ایرانیان

بهترین سایت تفریحی ایران